دلنوشته ها
جای امن دل نوشته ها
اینچنین عشق به من میدادند
دست و پاهایم را، با زور میبستند
دهنم را نیز باز
دارو می ریختند
و چنین بود که عشق
نه ، لبریز نشد
حلقه در گوش نرفت
او دل انگیز نشد
هرچه رویا هم بود
مثل رو یا بود و رفت
کس حریف حکم
قاضی هیز نشد
...
دوست می داشتم، عشق
به دلم مهر می خورد
ای کاش در محکمه
اسمم عاشق می شد!
آرمان.ک.ر
نوشته شده در جمعه 21 تیر 1392ساعت
16:23 توسط delneveshtehaaa|
ارسال نظر(0)
|
| Power By:
LoxBlog.Com |