دلنوشته ها

جای امن دل نوشته ها

درود به دوستان گلم

خواهشم از شما عزیزان اینه ، که ما رو از نظرات ارزشمندتون محروم نکنید .

 

                                                                                            سپاسگزارتون - آرمان

 

نوشته شده در چهارشنبه 08 خرداد 1392ساعت 01:00 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(0) |

می نویسم که به یادت باشد --- من هم دوست تو را خواهم داشت، قد و اندازه تو
کاش می شد که بچینم بوسه ای --- از لب تازه تو

گفته بودم که رسیده نا کجا --- اسم و آوازه تو ؟!
مستی هر شبم از --- بوی خوش نافه تو
.
.
.
همه شب تا به سحرگاه به یادت بودم
شعر میگفتم و می پیمودم

مینوشنم به یادت شعر و افسانه تو --- جای قلبم در کوی و خانه تو
سرخوشم از شور و عشقت --- از می و باده تو

آرمان.ک.ر - 1386 - اندیمشک
نوشته شده در جمعه 03 خرداد 1392ساعت 12:05 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(0) |

درود

دوستانی که در زمینه موسیقی کار میکنند. خوشحال میشم ترانه هایم اگر قابل باشه روی آهنگاتون بشینه . برای همکاری می تونید تو نظر ها ، بهم اعلام کنید .

                                                                         

                                                                                           با سپاس - آرمان.ک.ر

نوشته شده در پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392ساعت 13:33 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(2) |

تو شهر ما خبر میدن قاصدکها مهتاب و نور سر زده توی خونه ها
امروز دیگه مهمون مااند شاپرکها رفتند بیرون اون حیله ها و کلکها

راوی میگه خوش خبرند پروانه ها ماهی میگه آزار ندید گربه ما
غنچه میگه فاش نشده راز یاسها حالا دیگه پربار شده درخت ما

حالا دیگه خونه دارند بیچاره ها آخه دیگه از اینجا رفتند کینه ها
خیلی خوبه جایی ندارند غصه ها مهربونی جا گرفته توی دلها

...

همینجوری سیر میکردم توی رویا اینها هیچ ارزش نداره تو شهر ما
خیال نکن ته کشیده دنیای ما آره قشنگ میشد دیگه نبود بلا

کبوترها کی پر کشیدند به هوا پروانه ها شدند شکار کلاغها
تو شهر ما جا ندارند این واژه ها هست همه جا پر ز بدی و کینه ها

خوبی رو کی دیده میون کوچه ها حیف که هنوز سر میکنیم تو رویا ها
خیلی وقته منتظر ماان پریا شاید بازم بریم توی آرزوها

دی ماه 1377 - آرمان.ک.ر

نوشته شده در پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392ساعت 12:59 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(2) |


بعضی به اشتباه ترانه را معادل شعر می دانند. حال آنکه شعر چه در قالب شعر کلاسیک و چه در قالب شعر آزاد یک اتفاق ادبی صرف است که احساسی را با کمک کلمات و خیال پردازی به خواننده منتقل می‌کند که در هر دو سبک کلاسیک و آزاد مقتضیات و قواعد خاص خود را دارد.اما ترانه سروده ای است که به هدف هم آغوش شدن با موسیقی نوشته می شود. این نوشته باید بتواند برای قالب موسیقایی مدّ نظر سراینده یا آنچه با هماهنگی آهنگساز تعیین می شود، کارکرد مناسبی داشته باشد. شعر می تواند به عنوان ترانه هم استفاده شود( مانند شعرهای حافظ در موسیقی سنتی) اما ترانه محدود به شعر نیست. در ترانه الزامی به رعایت پارامترهای شعری نیست و مهم این است که ترانه بتواند با موسیقی مورد نظر یک ترکیب دلنشین ایجاد کند. به این ترانه توجه کنید: گل گندم مال من/ هر چی که دارم مال تو-- یه وجب خاک مال من / هر چی می کارم مال تو یا این ترانه: باز ای الهه ناز/ با غم من بساز-- کاین غم جانگداز/ برود زبرم و ترانه‌های دیگری که ماندگار شده اند. خود متن ترانه از ارزشی ادبی متفاوت از شعر برخوردار است. ترانه راوی إحساس صرف ترانه سرا ولی شعر حاوی نتیجه گیری های عقلی شاعر است. ترانه‌ها به خصوص در کارهای جدید مانند رپ یا راک و کارهای مدرن دیگر حتی از اول تا آخر یک ترانه می تواند با تغییر ریتم و وزن همراه باشد یا حتی در مواقعی بدون وزن باشد و یا هر نوآوری که ترانه سرا و آهنگ ساز برایش در نظر بگیرند مهم این است که مجموعه کار یک اثرِ قابل قبول از آب در بیاید. به این ترانه توجه کنید (از محسن نامجو):

یک روز به شیدایی...در زلف تو آویزم خود را چو فرو ریزم...با خاک درآمیزم و گرنه من همان خاکم که هستم

یک روز سر زلف بلوندت چینم بهر دل مسکینم اینم...جگرم...اینم...اینم یک روز که باشم مست...لایعقل و ترد و سست یک روز ارس گردم...اطراف تو را گردم کشتی‌ی شوم جاری....از خاک برآرم تو...بر آب نشانم تو دور از همه بیزاری دریای خزر گردم...خواهی تو اگر جونم محصول هنر گردم...خواهی تو اگر جونم یک روز بصر گردم...یک روز نظر گردم پانصد سر سردرگم...ای وای

حبل المتین گیست...جمعاً به تو آویزیم لاتفرقو و اعتصموا واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا

این ترانه از تمام قواعد شعری کلاسیک گریزان است و سروده ای آهنگین است مناسب آنچه نامجو در نظر داشته اجرا کند. در مجموع باید گفت ترانه با وجود بهره بردن از زیبایی‌های ادبی باید در قالب موسیقایی ارزیابی گردد نه در قالب ادبی محض!! 

رشید کاکاوند معتقد است ترانه خوب ترانه‌ای است که

خودش را با شعر اشتباه نگیرد. در ترانه ۲ عامل مهم است که آن را از خلوت شاعرانه، شخصی و خاص شاعر ممتاز می‌کند. اول، موسیقی. یک ملودی با همه شاخصه‌هایی که کلام برای موسیقی باید داشته باشد، آوا‌های کلام، عبارت‌بندی‌های منطبق بر جمله‌های موسیقی، توجه به ظرفیت‌های قابل توجهی که واج‌ها و مصوت‌های بلند دارند، نحو و ساختار دستوری که در بستر موسیقی رسایی و سلامت خودش را از دست ندهد. دوم، مخاطب. در ترانه موضوع مهم برقراری سریع ارتباط با مخاطب است. در ترانه اگر لایه پنهان معنایی یا عنصر زیبایی‌شناسی ویژه‌ای هست پشت مفاهیم و زبان ساده قرار می‌گیرد که بعد با تکرار دریافت می‌شود. ولی با یک بار شنیدن معانی، روابط، جذابیت‌های موسیقایی و نیز تخیل کلام باید منتقل شود. پس در یک کلام یک ترانه خوب، هم چفت موسیقی مناسبش می‌شود و هم ارتباط سالم و موثری با مخاطب برقرار می‌کند. اندیشه، عاطفه، تخیل و بقیه عناصر شعری در حد متعادل و متناسب در یک ترانه خوب وجود دارند. هر موسیقی،ترانه خودش را می‌طلبد و این ترانه، خود را با ریتم و ملودی تطبیق می‌دهد.
 
 
نوشته شده در سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392ساعت 22:30 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(1) |

دیگر باران را دوست ندارم
دیگر صدایش ترانه ام نیست
دیگر آرامم نمیکند
و نمناک نمیشوم

روزی که او رفت باران میبارید
صدای کلاغ بود
دنیا سیاه شد
و خدا یم نیز مرا نمیخواست

آری ، دیگر باران را دوست ندارم

آرمان.ک.ر

نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت 1392ساعت 21:32 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(1) |

با درود به دوستان گلم

خواهش میکنم مطالب و نظرات ارزشمندتون رو هم برامون بذارید.

از همه شما سپاسگزارم.

 

نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت 1392ساعت 18:44 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(1) |

من و تو فرشته ها هم محکوم
توی دنیای سیاه پرنده ها هم محکوم
توی جنگل شیر حاکم محکوم
هممون به جرم اون نداشته هامون محکوم

قهرمان قصه هامون محکوم
تموم اسطوره هامون محکوم
شاعر و شعر ، همه نوشته هایش محکوم
همه نگفته ها ، راست دروغها محکوم

می و شادی حرام
وقت آزادی پر
زندگی نیز تعطیل
همه از عشق محروم، آری از عشق محروم

...

آرمان.ک.ر
 
 
نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت 1392ساعت 18:42 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(0) |

درود بر دوستان خوبم

از اینکه با وبلاگ خودتون همواره همراه هستید سپاسگزارم و بعضی از دوستان هم با نظرات محبت آمیزشون بسیار لطف داشتند و بزرگواری خودشون رو رسونده اند. خیلی مسرور میشم که با عضویت و گذاشتن دلنوشته های گرانبهاتون ما رو یاری کنید. منتظرتون هستم.

                                                                                                                   دوستدار شما آرمان.ک.ر

نوشته شده در پنج‌شنبه 19 اردیبهشت 1392ساعت 21:49 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(0) |

شعر نو گونه‌های جدید شعر پس از انقلاب صنعتی یا شعر معاصر که از اشعار قبل خود ساختاری متمایز دارد.

شعر نو فارسی عنوانی است در برابر شعر کهن فارسی از آنجا که در وزن عروضی و قالب از شعر کهن سنتی پیروی نمی‌کند را شعر نو می‌نامند.

چون شعر نیمایی کاربردی نو از وزن عروضی و قالبی بیسابقه ارائه کرده‌است و قبل از اشکال دیگر اشعار نوظهور نشو کرده‌است غالبا شعر نیمایی را با اصطلاح شعر نو برابر می‌دانند. در حالیکه برای کلیت شعرهای غیر سنتی معاصر نیز اصطلاح شعر نو به کار می‌رود.

در یک تقسیم بندی کلی به ترتیب شکل گیری انواع شعر نو را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

  • شعر نیمایی (که کاربردی نو از عروض سنتی همراه با قالبی خاص را دارد)
  • شعر بی وزن (که از کاربرد عروض سنتی و قالبهای آن بدور است)

شیوه‌های انتزاعی

گاه شعرهای بیناابین این دو سبک را شعر آزاد می‌نامند. از سویی شعر بی وزن را شعر منثور و یا سپید و یا حتی شعر آزاد نیز اطلاق می‌کتتد.

شیوه‌هایی با برداشتهای انتزاعی از شعر بی وزن مرسوم است که تعریف و مرزبندی شفاف علمی ندارد و شعر سپید، آزاد، حجم و موج و... خوانده می‌شود.

شعر نو فارسی با وانهادن قالب‌های شعر کلاسیک در قرن ۱۴هجری بوجود آمد. این گونه از شعر فارسی آزادی بسیاری را در فرم و محتوا به شاعر می‌دهد. نیما یوشیج را پدید آورنده این نوع شعر در ادبیات فارسی می‌دانند. شعر نو به لحاظ محتوا و جریان‌های اصلی ادبی حاکم بر آن کاملاً با شعر کلاسیک فارسی متفاوت است و به لحاظ فرم و تکنیک ممکن است همانند شعر کلاسیک موزون باشد یا نباشد یا وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص، استفاده از قافیه در شعر نو آزاد است. معمولاً شعر نو فارسی را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کنند: شعر نیمایی و شعر سپید. شعر (فارسی) از روز آغازین خود و با توجه به چامه‌های در دست از چند هزار سال پیش تا کنون دارندهٔ قافیه و وزن عروضی بوده است و این نوع نوشته‌ها در واقع به اشتباه شعر نامیده شده اند.

این نگاه نو در نیز وجود داشته . پنج سال پیش از افسانه نیما استاد صدرالدین عینی مارش حریت را سروده که بر وزن افسانه است .

جریان‌های شعر نو فارسی

منبع : ویکی‌پدیا



Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران