دلنوشته ها

جای امن دل نوشته ها

اگر دست من بود
آسمان را ستاره باران میکردم
به زمین عشق می دادم
وزندگی را لبریز از بوسه میکردم

اگر دست من بود
اشکهایم را به کویر میپاشیدم
اطلسی را هدیه اش میکردم
تا لبخندش نمودار گردد

اگر دست من بود
سوغاتی همه شهرها محبت میشد
گرسنه ها سیر
وفقیرها نیز سقف داشتند

.
.
.

اما حالا دست من که نیست هیچ
خدا هم نمیخواهد
آری خدا با همه قهر کرده
اوهم نمیخواهد

آرمان.ک.ر
اگر دست من بود
آسمان را ستاره باران میکردم
به زمین عشق می دادم
وزندگی را لبریز از بوسه میکردم
اگر دست من بود
اشکهایم را به کویر میپاشیدم
اطلسی را هدیه اش میکردم
تا لبخندش نمودار گردد
اگر دست من بود
سوغاتی همه شهرها محبت میشد
گرسنه ها سیر
وفقیرها نیز سقف داشتند
.
.
.
اما حالا دست من که نیست هیچ
خدا هم نمیخواهد
آری خدا با همه قهر کرده
اوهم نمیخواهد
آرمان.ک.ر


نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392ساعت 21:26 توسط delneveshtehaaa| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید